ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
208
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
لشكريان خود را فرمان داد كه پيش بروند آنها تا باب الانبار پيش رفتند و بستان را هم گرفتند در بستان گروهى از سپاهيان امين امان خواستند و بطاهر پيوستند . و آن در تاريخ ماه ذى الحجه ( سال جارى ) بود . حقوق و مزايا و انعام سالاران و فرماندهان و فرزندان آنها را چندين برابر كرد . زندانيان هم زندان را نقب زدند و بيرون رفتند . مردم پريشان و مبتلا شدند . اوضاع ( بغداد ) به دو آشفته شد عياران و اوباش شهر ضد مردم آرام شوريدند ولى سپاه طاهر بسبب تفقد او و بذل عطا و نگهدارى سپاه و مراقبت آرام بود . طاهر بىخردان و اوباش سپاه خود را سخت محدود كرده و مراقبت مىنمود . جنگ شب و روز ادامه داشت . خانهها ويران شد و هر دو طرف متحارب بستوه آمدند . در آن سال عباس بن موسى بن عيسى بن موسى امير الحاج شد . براى مامون هم دعوت و تبليغ مىكرد و آن نخستين موسم حج بود كه براى مامون در آن خطبه و دعوت و تبليغ شد چه در مكه و چه در مدينه . بيان فتنه ميان مردم افريقا و طرابلس در آن سال ابو عصام و پيروان او ضد ابراهيم بن اغلب امير آفريقا شوريدند ابراهيم با آنها جنگ كرد و پيروز شد فرزند خود عبد الله را امير طرابلس غرب نمود . چون به آن ديار وارد شد سپاهيان بر او شوريدند و او را محاصره كردند پس از آن با او صلح كردند به شرط اينكه او خارج شود و برود . هنوز از شهر دور نشده بود كه بسيارى از مردم به او ملحق شدند . بمردم مال داد بربريان از هر سامان به يارى او شتاب كردند . بهر سوارى روزى چهار درهم و بهر پياده دو درهم مىداد . بر عده او افزوده شد . سوى طرابلس لشكر كشيد . سپاهيان طرابلس بجنگ او پرداختند جنگ رخ داد و لشكر طرابلس شكست خورد و عبد الله شهر را گشود بمردم امان داد و در شهر